|
دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن سیدشهابالدین طباطبایی: باید عزممان را جزم کنیم، از امروز تا 22 خرداد کار و دغدغه اصلیمان انتخابات باشد و تلاش برای آگاه وامیدوار کردن آنها که هنوز نمی دانند و ناامیدند از تغییر. شناسه خبری: 27 تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۱۹ سیدشهابالدین طباطبایی: 1- انگیزه و انرژی و شور جوانان پرشعور اصلاحطلب و حامیان جوان سیدمحمد خاتمی در سومین برنامه موفق «موج سوم» به همان اندازه که دور از انتظار نبود، نشان از اراده و تصمیم قاطع آنان داشت، نشان از مصمم بودنشان برای به صحنه آمدن، نشانهای از بازگشت امید در دلهای همیشه امیدوار و پرجوش و خروش و البته نگرانشان. نگرانیشان از اینکه فرصت بگذرد، نگرانی که سیدمحمد خاتمی مثل همیشه به شیواترین شیوه بیان کرد و از حافظ و قیصر مدد گرفت تا حرف دلش را و حرف دلمان را بزند.و حرف اصلی همان است که خاتمی گفت: این موقعیت سرنوشتساز نباید از دست برود، به هیچ قیمتی نمیتوانیم و نباید این فرصت را به تهدیدی دوباره تبدیل کنیم. با نشستن و تردید و دودلی و ایراد گرفتن، وضع همان است که هست، بیشک بدتر هم میشود. باید برخیزیم و کاری بکنیم، باید انگیزه و انرژی تولید شده در برنامه «موج سوم» را در جامعه ساری و جاری کنیم. باید عزممان را جزم کنیم، از امروز تا 22 خرداد کار و دغدغه اصلیمان انتخابات باشد و تلاش برای آگاه وامیدوار کردن آنها که هنوز نمی دانند و ناامیدند از تغییر. مگر آنکه به آنچه برسرمان میآید راضی باشیم و وضع موجود را شایسته ایران و ایرانی بدانیم.شال و دستبندهای سبز را ببندیم، به یاری سیّد از مهندس حمایت کنیم، با همه توان بکوشیم تا 23 خرداد حسرت نخوریم و شرمنده نباشیم و 4 سال دیگر را مثل چهارسالی که گذشت بربادرفته نبینیم.2- چیزهایی هستند که در شلوغی و هیجان و هیاهو کمتر دیده میشوند، و حرفهایی که به همین دلیل شنیده نمیشوند. میخواهم به یکی از آنها که در برنامه پرشور «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» (موج سوم) دیده نشد و شاید به آن کمتر توجه شد اشاره کنم.قرار بود سخنان محمدرضا جلائیپور، سخنگوی پویش - که حاصل تلاشهای او و دوستان خوبام در هسته مرکزی موج سوم در طول هشت ماه گذشته نمونهای کمنظیر از یک کمپین موفق و برنامهریزیشده بود - پایانبخش برنامههای چهارشنبه شب گذشته باشد، اما استقبال از همایش و شلوغی آخر مراسم چنان بود که در دقایق آخر به هر دلیل امکان اجرای مراسم مطابق برنامه میسر نشد، و محمدرضا جلائیپور حرف نزده از پشت تریبون کنار رفت.اطمینان دارم که صحبتهای او کم از سخنان دیگر سخنرانان مراسم نداشت، طبیعی است پشت میکروفون رفتن و سخن گفتن آن هم در مراسمی اینچنینی برای همه به ویژه جوانترها موقعیتی جذاب و قابل توجه است، اما او که این امکان را برای دیگران فراهم کرده بود ترجیح داد از این موقعیت چشم بپوشد. محمدرضا جلائیپور در نظرم یکشبه چند سال بزرگتر شد. ای کاش بعضی چیزها در شلوغی و هیجان و هیاهو دیده شود. http://www.mowjesabz.com/published/0/00/00/27/ |