رایحه خوش شکست
تهران این روزها از مچ‌بندها و شال‌هایی که مردم کوی و برزن با خود دارند و به اتومبیل‌هایشان بسته‌اند، سبز سبز است و دولتیان این را اصلا دوست ندارند. آنها به هیچ‌وجه تمایل ندارند رئیسشان، نخستین رئیس‌جمهور چهار ساله ایران باشد.
شناسه خبری: 241
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۶


  محمدرضا یزدان پناه: طبیعی است! دولت نهم دولت مستقر است و دوست دارد همچنان مستقر باقی بماند. دولتمردان نهم که به پشت سر خود نگاه می‌کنند، سه رئیس جمهور و یک نخست وزیر را می‌بینند که هر کدام تا روز آخر دولت هشت ساله‌شان، در دفتر کار خود باقی ماندند و با عزت و احترام از آن خارج شدند اما رئیس دولت نهم هنوز در میانه این مسیر است.طبیعی است! «محمود احمدی‌نژاد» از بخت بدش اولین رئیس جمهور در 24 سال اخیر است که در دور دوم ریاست جمهوری‌اش، نه یک که حداقل دو رقیب قدر به پستش خورده است و اوضاع را به هم ریخته‌اند. ابزار متعارف به احتمال زیاد کفاف یک رقابت عادلانه را نمی‌د‌هد و رسم 32 ساله بر هم خواهد خورد. چاره‌ای نیست! برای حفظ این سنت «حسنه» باید کار دیگری کرد. تمام امکانات عمومی و دولتی، بحق یا نابحق در اختیار دولت است و دولتیان فارغ‌البال به تبلیغ کارهای نکرده خود و تخریب کارهای کرده دیگران اهتمام گذارده‌اند.نهادها و محافل صاحب قدرت از یک سو و دستگاه‌هایی که وظیفه اجرا و نظارت بر انتخابات را برعهده دارند و علی القاعده باید بی‌طرف باشند از سوی دیگر، آشکارا به حمایت از احمدی‌نژاد مشغولند، ابایی هم از علنی کردن این حمایت ندارند. رسما رقبای خود را تهدید به شکایت می‌کنند تا خدای نکرده فضای باز موجود در «آزادترین کشور دنیا» اسباب سوءاستفاده آنها را فراهم نکند. آش آنقدر شور است که به کنایه می‌گویند «بعضی‌ها» اساسا احتیاج به ستاد ندارند چون تمام کشور ستاد تبلیغاتی آنهاست.دولت نهم و رئیس آن اگرچه تمام اینها را به انضمام فهرستی بلندبالا از امکانات دیگر در اختیار دارند اما یک چیز را ندارند و آن «اطمینان قلبی» از پیروزی است. آنها این روزها مصداق «الا بذکر الله تطمئن القلوب» نیستند، تشویش دارند و ناآرامند. دولتیان نهم، اسب مراد خود را برای هشت سال و بلکه بیشتر زین کرده بودند و اصلا دوست ندارند چهار ساله از این اسب بر زمین بیفتند، تکلیف اصل که از اصل روشن است...مسئولان و منصوبان و منسوبان دولت مهرورز خود را از جنس مردم می‌خوانند و اگر به حقیقت اینگونه باشد، حتماً در روزهای اخیر، آنچه همه دیده‌اند آنها هم دیده‌اند. رنگ سبز در کنار آبی و قرمز جزو رنگ‌های اصلی است بنابراین «ندیدن» آن محال است مگر آنکه «نخواهی» آن را ببینی. اما وقتی «سبزی» کوچه و خیابان شهر را در بر گرفته باشد، نمی‌توان آن را ندید. دولتمردان دولت نهم این روزها با چشمان خود مشاهده می‌کنند که تصاویر کاندیدایشان کم خریدارترین متاع بازار است و در عوض نام و چهره رقیب او، خیابان‌ها و خودروها و دیوار منازل و شیشه مغازه‌ها را به تسخیر خود درآورده است. تهران این روزها از مچ‌بندها و شال‌هایی که مردم کوی و برزن با خود دارند و به اتومبیل‌هایشان بسته‌اند، سبز سبز است و دولتیان این را اصلا دوست ندارند. آنها به هیچ‌وجه و تحت هیچ شرایطی تمایل ندارند رئیسشان، نخستین رئیس‌جمهور چهار ساله ایران باشد.تمام برخوردها و سنگ‌اندازی‌های اخیر هم دقیقا از همین جا آغاز شده است. این روزها کم نیست خبرهای بازداشت یا ضرب و شتم حامیان موسوی، حمله به ستادهایش، ممانعت در برابر سخنرانی حامیان او، برخورد با خودروهایی که عکسش را بر شیشه چسبانده‌اند و مانند اینها.اگر گفته می‌شود این ایام از جنس ایام دوم خرداد است از همین رو است. آن روزها هم مانند امروز بازار طعن و لعن، تکفیر و تفسیق، درشتی و خشونت و بگیر و ببند، داغ بود. اینها سهم تمام کسانی بود که می‌خواستند خلاف جهت آب شنا کنند.در ايران يك نگاه تاريخي مي‌گويد قدرت مستقر هر گاه براي مقابله با رقيبش راه برخورد و خشونت را پيش مي‌گيرد و به جاي رقابت متعارف سياسي، ابزار قهر را به كار مي‌گيرد، به معناي آن است كه نسبت به بقاي خود نااميد شده يا لااقل احساس خطر كرده است وگرنه دولتي كه خود يك ستاد تبليغات انتخاباتي است و حداقل شش شبكه تلويزيوني و چندين شبكه راديويي بعلاوه چندین وچند روزنامه و مطبوعه، شبانه روز در مدح و ثنايش مي‌گويند و تمام نهادها و محافل قدرت، حمايت بي‌دريغشان را نثارش كرده اند، از چه چيز بايد بترسد كه براي رقابت با رقيب خود كه نه رسانه دارد و نه ساخت قدرت را پشت سرش مي‌بيند، به قوه قهريه دست مي‌يازد؟واقعيت اين است كه دولتمردان نهم، خود به شرايط اضطراري كنوني پي برده‌اند. هر كس كه نداند آنها به خوبي مي‌دانند كه جنس حنايشان آنقدر مرغوب نبود كه رنگش بيش از چهار سال دوام بياورد.موج سبزي كه ايران را در بر گرفته اين روزها آنقدر رخ مي‌نماياند كه همه را وادار به پذيرش توان خود كند؛ موجي كه باز همه را به ياد دوم خرداد انداخته است و چه كسي هست كه نداند اين موج اگر از تبار همان موج باشد، با هيچ قدرت و ابزاري ياراي جلوگيري از آن نيست و دولتيان اين را خوب مي‌دانند.برخوردهاي خشن و سخت روزهاي اخير با طرفداران و ستادهاي مهندس موسوي در سراسر كشور و مانع تراشي و سنگ اندازي در برابر فعاليت‌هاي آرام و قانوني آنها اگرچه ممكن است اين توهم را نزد آمران و عاملانش ايجاد كند كه مي‌توانند با توسل به چنين شيوه‌هايي، در برابرآن سد بزنند و مسيرش را منحرف كنند اما آنهايي كه خلاف جهت آب شنا مي‌كنند به خوبي مي‌دانند كه اين برخوردها، نشانه بالا رفتن آهسته آهسته دست‌ها به نشانه تسليم است.آنها سالهاست كه خلاف جهت رفتن را نيك آموخته اند، حداقل از دوم خرداد به اين سو...بهزاد نبوی چه زيبا و هوشمندانه گفت: «بوي دوم خرداد مي‌آيد.»


http://www.mowjesabz.com/published/0/00/02/241/